پیوندها
نظر سنجي

خبر و تحلیل روز

تاریخ و ساعت ارسال :28 دی 1394 | 12:07

در گفتگوي صميمي آيت الله محمود محمدي عراقي با ابوذر و خط نيوز مطرح شد؛ "مجتهد مستقل"؛


جناب آقاي عراقي از اينکه در دفتر نشريه ابوذر حضور يافتيد کمال تشکر را داريم لطفا تحولات دنيا، در حال حاضر عربستان و شهادت شيخ نمر را چگونه تحليل مي کنيد؟
بسم الله الرحمن رحيم انالله و انا اليه راجعون، قبل از هر چيز اقدامات جنون آميز حاکمان رژيم عربستان سعودي در به شهادت رساندن عالم مبارز و روحاني مجاهد "شيخ محمد النمر" از علماي برجسته شيعه عربستان سعودي توسط اين رژيم آل سعود را محکوم مي کنيم و شهادت اين روحاني مبارز را به محضرحضرت ولي عصر(عج) و رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالي) تسليت عرض مي نماييم. اين اقدام در حقيقت همانند اقدامات گروه هاي تکفيري و "داعش" است که از هيچ منطقي پيروي نمي کنند و جهان مي داند که اين روحاني عالي قدر هيچ اقدام مجرمانه اي مرتکب نشده و انجام نداده است. اين روحاني جليل القدر نه دعوت به قيام مسلحانه کرده بود نه توطئه عليه حکومت عربستان را در سر داشت و تنها جرم اين شخصيت متعهد و مسلمان صرفاً عدالت خواهي و اجراي امر به معروف و نهي از منکر در عربستان بود، که البته اين مهم وظيفه هر مسلمان دلسوز و آگاه است که با خير انديشي در راستاي تعالي بخشي و سالم سازي کشور خويش آنچه را که به صلاح است را با صداقت بيان و حتي حاکمان را نيز به وضعيت کشور حساس و با رهنمود، نصيحتي خيرخواهانه نمايد.
اين جنايت وظيفه علماي اسلام و جهان اسلام را بسيار سنگين تر  مي کند و اتحاد بيشتری را در بين مسلمانان مي طلبد تا با انسجام در برابر  زياده طلبي ها و بي منطقي گروه هاي تکفيري و آل سعود بايستند .
درکشور عزيز ايران نيز از همان لحظه اي که اين خبر تأسف بار اعلام و انتشار يافت سراسر کشور بويژه طلاب حوزه هاي علميه و مراکز علمي در ماتم فرو رفتند و ضمن محکوم کردن اين جنايت آل سعود درس را تعطيل و تجمع اعتراضي کردند.


دلايل اقدام دولت سعودي در به شهادت رساندن يک رهبر ديني را بفرماييد؟
به اعتقاد من اقدام وحشيانه دولت عربستان سعودي در به شهادت رساندن شيخ نمر بدون تعقل و تفکر به عواقب آن انجام شد و جامعه بين‌المللي و حقوق بشري وظيفه اعتراض به حکام سعودي را بايد انجام دهند تا هزينه چنين عمل جنايتکارانه‌اي براي اين دولت سنگين باشد.
به نظر مي رسد حکام سعودي پس از شکست‌هاي پي‌درپي در سياست‌هاي منطقه‌اي، به ظن خود مي خواهند خطاهاي راهبردي خود را اينگونه بپوشانند و اذهان عمومي را منحرف سازند، در حالي که اين اقدام اشتباه سبب تنفر بيش از پيش در سطح منطقه‌اي و حتي بين‌المللي نسبت به اين کشور شده است.
نکته مهم اين است که اين جنايت در قالب يک سري اقدامات زنجيره اي صورت گرفته که بخشي از اين زنجيره در دنباله‌روي اين کشور از سياست‌هاي آمريکا و بخشي ديگر به حوادثي همچون فاجعه منا که بر اثر بي‌مبالاتي حکام سعودي رخ داد و  نیز به قضاياي بحرين و يمن ارتباط دارد.
و مهمتر اينکه شکست نقشه آمريکا در منطقه تحت عنوان خاورميانه بزرگ در شهادت شيخ نمر بي‌تأثير نيست و اين اقدام در حقيقت جزئي از زنجيره اقدامات کشورهاي مرتجع منطقه و دنياي استکبار در برابر موج بيدارگرانه انقلاب اسلامي است که به "بيداري اسلامي" تعبير مي‌شود.
اما لازم است که بگويم سرانجام دولت‌هاي مرتجع منطقه در برابر موج بيداري اسلامي و خواست عمومي، همچون درخواست مردم بحرين براي حق تعيين سرنوشت خود، به‌ ناچار تسليم خواهند شد.


اشاره بفرماييد که اصولاً موضع منفي و مخالفتی که برخي کشورهاي منطقه به ويژه عربستان بر عليه ما اتخاذ کرده اند به چه دليل است ؟و براي حفظ و پايداري ارتباط و تعامل خوب و صلح جويانه ايران چه بايد کرد؟
اقدامات تقابلي و منفي بعضي کشورهاي منطقه بر عليه ايران همان طور که گفته شد اقداماتي زنجيره اي و طراحي شده از سوي آمريکا و محصول دنباله روي اين کشورها از سياست هاي مستکبرانه آمريکا است. دليل اين موضوع هم مشخص است يعني اگر صرفاً يک حادثه هولناک و جنايتکارانه مطرح بود و عده اي تصور کنند که اين اقدام پليد بر اساس تصميمي آني و بر مبناي عصبانيت رخ داده است، که اين تصور غلط و اين چنين نيست. متأسفانه طي چند ماه اخير اتفاقات گوناگوني در منطقه حادث شده است، "حادثه مکّه (منا)" که نشان از بي اهميتي، بي‌توجهي و بي‌مبالاتي حاکمان سعودي نسبت به جان خيل عظيمي از میهمانان خانه خدا دارد، يا اتفاقاتي که در "بحرين" رخ مي دهد و در آن کشور هم علماي اسلام همانند "شيخ سلمان" و "شيخ عيسي قاسم" با مسئوليتي که در قبال در خواست مردم مسلمان که همان تعيين سرنوشت خود و کشورشان با تحقق استقلالشان است را بر عهده دارند و با تجمعات مسالمت آميز و به دور از خشونت، خواست ها و مطالبات خود را اعلام مي کنند اما حاکمان مستبد آن کشور با بدترين اهانتها در برخورد با معترضين با به خاک و خون کشيدن و شهادت جوانان و زنداني کردن افراد صلح طلب و حقمدار بحرين بويژه علماي برجسته آن کشور، خوي وحشيانه خود را به منصه ميرسانند، نشان دهنده چه رفتاري است و آنها از کجا دستور مي گيرند؟ و يا در کشور "نيجريه" چه اتفاقاتي رخ مي دهد؟ واقعاً جرم روحاني محترم "شيخ ابراهيم زک زاکي" چه بوده که با وي و فرزندانش چنين برخوردهايي مي شود و فرزندانش را شهيد مي کنند؟! و خيل عظيمي از مردم اين کشور را به خاک و خون مي کشند؟! اين واقعاً چه ظلمي است در حق يک عده انسان بي گناه! نکته مهم اين است که چنين اقدامات مشابه و کشتارهاي زنجيره اي به اين دليل است که دشمنان اسلام و دنياي استکبار و در رأس آنها آمريکا و اسرائيل در تقابل و ايستادگي در برابر "موج حرکت بيدار گرايانه انقلاب اسلامي" کم آورده اند و اين خيلي واضح است چون تمام نقشه ها و برنامه هايي که آمريکا تحت عنوان خاورميانه بزرگ و خاورميانه جديد در کشورهاي منطقه طراحي کرده است، با شکست مواجه شده اند و از طرفي سياست هاي عربستان سعودي هم که بر گرفته از سياست ها و نقشه هاي آمريکاست در عراق، سوريه، لبنان و يمن با شکست مواجه شده است و در کشور "يمن" و در برابر اراده مردم، دست به اقداماتي از روي بي تدبيري مي زنند و در اين اقدامات با از دست دادن کنترل اوضاع به منظور انتقامجويي از مردم با دستگيري و زنداني کردن و با به شهادت رساندن علما و انديشمندان، اين نيت پليد خود را عملي مي کنند و پاسخ اين سوال هم يک جمله است اينکه "متاسفيم و خشنود نيستيم که اين دولت ها که به نام اسلام(!) مطرح هستند و بر مسلمانان حکومت مي کنند، با اين نوع رفتارهاي وحشيانه و ددمنشانه و به دور از انسانيت در جهان بي آبرو شده اند؛ به حاکمان آنها مي گوييم: گيريم که خلق را به فريب فريفتي، با دست انتقام الهي چه مي کني؟


جناب آقاي عراقي در خصوص حفظ جايگاه ايران در تعامل با کشورهاي منطقه پاسخ بفرماييد و با توجه به اينکه در درون کشور صدا هايي شنيده مي شود و عده اي معتقدند براي اين که بتوانيم آرامش را در منطقه حفظ بکينم و کشورها با ما تعامل داشته باشند با نگاه خاص خود تقاضاي تعامل با غرب و آمريکا را دارند و بر آن تأکيد مي کنند نظر حضرت عالي چه هست ؟ 
به نظر من بهترين تحليل در اين زمينه بيانات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري است. ببنيد اگر کسي تصور کند يا اعتقاد داشته باشد که دشمني امريکا و جهان استکباري با انقلاب اسلامي تخفيف پيدا کرده است حقيقتا دچار توهم است؛ نبايد مسئله "مذاکرات هسته اي" موجب اين فريب شود که تصور کنيم انها (امريکا و استکبار)، از دشمني با انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي دست برداشته و کنار کشيده اند و اگر کسي چنين توهمي داشته باشد بداند که اقدامات و اتهامات اخير امريکايي ها کاملا خط بطلاني بر چنين توهمي کشيده است، ببينيد اکنون امريکايي ها چه کارهايي را انجام مي دهند؛ از يک طرف موضوع مصادره دارايي هاي ايران را روي ميز مي گذارند، از طرف ديگر قانون گنکره براي منع صدور ويزاي سفر و رفت و آمد افراد به دو کشور ايران و امريکا را مطرح مي کنند. و يا همين اقدامات و بهانه جويي اخير آنها در خصوص "مسئله موشکي و اقدامات دفاعي ايران" نشان از چه چيزي به غير از رفتار خصمانه و ستيزه جويانه آنها دارد؟ اينکه امريکايي ها مي گويند ما قصد براندازي نداريم از روي ناچاري است نه اينکه ماهيت انها عوض شده باشد. به نظر من موضع قاطع رهبر فرزانه انقلاب به حق است و ايشان فرمودند من فقط اجازه مذاکره در مسئله هسته اي را دادم و در غير اين مورد هيچ مذاکره اي با امريکا نداريم و به واقع در برابر خصومت و تهديد، تعامل و مذاکره معنا ندارد.
بنابراين مسئولان هوشياري خود را حفظ کنند، البته ايران به دنبال تشنج آفريني در منطقه نيست؛ ما در منطقه به دنبال رابطه خوب و برادرانه همراه با احترام متفابل هستيم حتي در مورد کشوري مثل عربستان هم راضي به خصومت نيستيم اما اين اقدامات قابل توجيه نيست بالاخره با آدمکشي که نمي شود کار را پيش برد. ما پيرو پيامبر عظيم الشان حضرت محمد مصطفي (ص) هستيم که امت خود را در برابر دفاع از مظلوم موظف دانسته است؛ اگر مظلومي از ما استمداد کند نمي توانيم ساکت باشيم و براساس نص صريح فرمايش پيامبر اسلام(ص) اگر به مظلوم کمک نکنيم و به فرياد او نرسيم مسلمان نيستيم. مگر مي توان انان است که در دفاع از مظلوم و ايستادن در برابر ظالم نبايد ساکت بود به هر حال راه ما کاملا روشن است و با اين حرفها و اينکه با غرب تعامل کنيم و ارتباط داشته باشيم نمي توانيم وظيفه وتکليف الهي خودمان را فراموش کنيم و مطمئناً هيچکس ما را در اين خصوص که اگر کوتاهي کنيم نخواهد بخشيد هيچ يک از ما فراموش نخواهيم کرد زماني که موشک هاي اسکاد شوروي سابق که در اختيار صدام کافر بود و شهرهاي مختلف و پايتخت ايران را مورد اصابت قرار ميدادند همان موقع کشور مسلمان افغانستان در اشغال شوروي بود. رهبر شوروي سابق با ارسال پيامي خطاب به حضرت امام (ره) گفت که اگر از حمايت مجاهدان افغانستان دست برداريد بلافاصله حملات موشکي عراق به ايران متوقف مي شود، که امام (ره) فرمودند: ما بر سر، سرنوشت ملت مسلمان افغانستان با کسي معامله نمي کنيم ما پيرو چنين امامي هستيم و همه بدانيم که داشتن استقلال هزينه دارد چون نمي شود استقلال داشت و هزينه نداد به هر حال مردم شريف و مقاوم ايران با اقتدار با پيروي از رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي) پاي دفاع از نظام ايستاده اند و نکته مهم اينکه اگر عده اي معتقدند که با کوتاه آمدن در برابر امريکا مشکلات حل مي شود اين تصوري کاملا غلط و اشتباه است. اگر ما امتيازي را بدست اورده ايم مرهون استقامت و ايستادگي ملت بزرگوار ايران و تلاش انقلابي جوانان و دانشمندان خودمان است همه مي دانيم اگر دستاوردهاي دانشمندان هسته اي ما در طي سالهاي اخير و غني سازي 20 درصدي و ساخت تجهيزات لازم هسته اي نبود امريکايي ها همين مقدار امتياز را هم به ما نمي دادند چون هر گامي که ما به عقب برويم آنها چندين گام به جلو مي ايند هر سياستمداري ! اين را ميداند بنابراين اگر مي خواهيم استقلال خود را حفظ کنيم تنها راهش ايستادگي و مقاومت است.

 

جناب آقاي عراقي در خصوص شوروي سابق اشاراتي داشتيد جنابعالي در خصوص سفر آقاي پوتين رئيس جمهور روسيه به ايران و اينکه اين کشور متحد مناسبي براي جمهوري اسلامي در برابر غرب و حامي کشورهايي چون سوريه و عراق مي تواند باشد چه نظري داريد ؟
وضعيت کشور روسيه در حال حاظر با شوروي سابق بسيار متفاوت است ،گام هايي که آقاي پوتين رئيس جمهور روسيه براي نزديکي به ايران برداشته است و اينکه رهبر يک ابر قدرت جهان با سفر به تهران و حضور در بيت رهبر معظم انقلاب و رفتاري بسيار متواضعانه همراه با خضوع داشته است و جملات و مباحثي که مطرح مي کند همه در سايه استقامت و مجاهدت رزمندگان اسلام در منطقه است و اگر پشتيباني جمهوري اسلامي ايران از دولتهاي عراق و سوريه در برابر تروريسم نبود روسيه اين قدر در برابر ايران همسويي و خضوع نداشت و رغبتي براي نزديک شدن از خود نشان نمي داد به هر حال همه مي دانند که موضع روسيه در حمايت از ايران و کشورهاي منطقه که ايران حامي انهاست براي روسيه هزينه هايي دارد همانطور که همه مي دانند زماني همين روسيه و چين در صدور قطعنامه هاي تحريم عليه ايران دخالت داشتند اما هم روسيه و هم غرب مي دانند و به اين نتيجه رسيده اند که حل مشکلات منطقه بدون حضور ايرانِ قدرتمند امکانپذير نيست.
امريکا چهار سال است که دائما مي گويد بشار اسد بايد برود اما مي داند براي حل مسئله سوريه بايد با پشتيبان و حامي آن يعني ايران مذاکره کند و اين حقيقت اقتدار و صلابت و تاثيرگذاري جمهوري اسلامي ايران را به رخ جهانيان مي کشد. و اين اقتدار به دليل حضور قدرتمندانه مردم در حمايت و پشتيباني از جمهوري اسلامي ايران است.

به هر حال توسعه رابطه با روسيه سياست کاملا صحيح و درستي است و بايد با حضور همه کشورهاي منطقه اعم از مسلمان و غير مسلمان مانند روسيه که جمعيت بسيار قابل توجهي از مسلمانان در آنجا زندگي ميکنند در برابر تروريسم ايستادگي و مقابله شود و همانطور که مي دانيد تا کنون جمهوري اسلامي و سوريه و عراق و روسيه با اتحاد در برابر دنياي استکبار و صهيونيسم اقتدار خود را نشان داده اند و به عنوان تهديدي در برابر اهداف خشونت طلبانه، آدمکشي و تروريسم استکباري به سرکردگي امريکا و صهيونيسم مطرح هستند، و همين اتحاد و مقابله نقشه فريبکارانه آنها (غرب و استکبار) را در برخورد با تروريسم برملا کرد. همه اين موضوعات دستاوردهاي بزرگي است که اميدواريم ان عده قليل فهميده باشند که راه نجات کشور ارتباط با امريکا نيست و نگاهشان و تصورشان غلط است و بدانند که با هوشمندي و درايتي که مقام معظم رهبري( مدظله العالي) در مباحث و موضوعات مختلف دارند و تاکنون هم دولت هم مردم را ارشاد فرموده‌اند و با تبين موارد و موضوعات در خصوص سياست خارجي براي مسئولان ذيربط، راه روشن را مطرح کرده اند، ان شاء الله مشکلي نخواهيم داشت و مهمترين موضوع اين است که همه ما، هم مردم و هم مسئولان، با رفتار و موضع‌گيري هاي منطقي، صحيح، آگاهانه و با بصيرت، لياقت و شايستگي داشتن چنين رهبري هوشمند را داشته باشيم و شکر اين نعمت بزرگ را در عمل نشان دهيم.


در آينده دو رويداد بسيار مهم، تاثيرگذار و تاريخي انتخابات "مجلس خبرگان" و "مجلس شوراي اسلامي" را پيش رو داريم؛ اهميت و جايگاه حضور مردمي در اين رويداد را چگونه ارزيابي مي کنيد ؟ 
بطور کلي نظام مقدس جمهوري اسلامي پشتوانه اش حضور مردم درصحنه هاي مختلف بويژه در انتخابات و در پاي صندوقهاي راي بوده و هست و اهميت اين موضوع (حضور مردم) از همان نخستين انتخابات يعني انتخابات جمهوري اسلامي در زمان حضرت امام (ره) در سال 58 تا امروز در کشور ما جايگاه ويژه و تعيين کننده اي هم در داخل، هم در منطقه و هم در سطع جهاني داشته و دارد. و همه مي دانند در سطح جهان به انتخابات در هيچ کشوري حتي امريکا به اندازه انتخابات در جمهوري اسلامي توجه نمي شود. براي نمونه در انتخابات سال 88 و در همان روز راي گيري که مردم با حضور گسترده پاي صندوق هاي راي امده بودند، خبرنگاران و خبرگزاري هاي مختلف جهان اين حضور اقيانوسي مردم را به دنيا مخابره کردند من يادم هست بلافاصله در همان روز رئيس جمهور امريکا در مصاحبه اي که با رسانه ها داشت گفت: اميدواريم با اين حضور گسترده اي که مردم ايران در انتخابات دارند دولتي را انتخاب کنند، هر دولتي که باشد بتوانيم با او به توافق و تعامل مناسب برسيم. يعني حضور گسترده مردم در پاي صندوق هاي راي اهميت و جايگاه تعيين کننده اي در اتخاذ تصميمات و رفتارهاي کشورهاي مختلف دنيا در تعامل با جمهوري اسلامي ايران بويژه غرب و امريکا دارد.

 
نظر حضرتعالي در خصوص حضور چهره هاي جوان براي ورود به مجلس خبرگان را بدانيم با توجه به اينکه عده اي در اين خصوص نظرات متفاوتي دارند؟
به نظر اين جانب، اصولا طرح چنين موضوعي يک بحث انحرافي است چون در قانون اساسي و در اصول 107 ،108 و 111 براي انتخاب رهبر به عنوان اساسي ترين رکن نظام مقدس جمهوري اسلامي، ساز و کاري پيش بيني شده که محور اصلي آن خبرگان هستند و براي اين خبرگان نيز شرايطي را پيش بيني کرده است که يکي از از اين شرايط، "اجتهاد" است و تشخيص ان هم بر عهده "فقهاي شوراي نگهبان" است؛ بنابراين هر کسي چه جوان باشد چه ميانسال و يا با سن بيشتر اگر داراي اين شرايط باشد که بتواند بينش سياسي، صلاحيت علمي، عدالت، تدبير، شجاعت و مديريت لازم در زمانهاي سخت و بحراني را بر اساس اصل 109 قانون اساسي براي رهبري تشخيص دهد مي تواند ورود پيدا کند و در صورت انتخاب شدنش توسط مردم حضورش در اين مجلس بلامانع است. بنابراين نامزدي افراد براي مجلس خبرگان ربطي به سن و سال ندارد و شرط سني براي عضويت خبرگان در قانون پيش بيني نشده گرچه حضور فقهاي بزرگ به عنوان شخصيت هاي برجسته و به اصطلاح شيوخ و بزرگان از علمای مورد اعتماد مردم در اعتبار ملي و بين المللي اين مجلس نقش مهمي دارد.


جناب آقاي عراقي نظر حضرتعالي راجع به نظارت استصوابي چيست؟
نظارت واقعي همين نظارت استصوابي است در همه دنيا براي اينکه انتخابات مورد اعتماد مردم باشد و تحت سلطه و نفوذ احزاب و قدرت و ثروت نباشد، ساز و کار قانوني پيش بيني شده است و در بسياري از کشورها کميسيون مستقلي در نظر گرفته شده است و در جمهوري اسلامي ايران بدليل اينکه طبق قانون اجراي انتخابات در عرصه هاي مختلف بر عهده دولت و به طور ويژه بر عهده وزارت کشور است، براي حفظ استقلال در نظارت و پيشگيري از هرگونه شبهه مبني بر دخالت دولت در انتخابات، ناظر مستقل تعيين شده و اين ناظر همان "شوراي نگهبان" است. در همه انتخابات، شوراي نگهبان ناظر و به طور ويژه در انتخابات خبرگان با حضور فقها و حقوقدانان عادل و صالح در قالب نظارت استصوابي نظارت واقعي و عادلانه محقق ميشود. نکته مهم اين است که اگر نظارت دقيق و همراه با ضامن اجرايي که بتواند جلوي تخلف را بگيرد و ضمانت اجرايي هم نداشته باشد تعيين نشده باشد، صرف نظاره کردن مطرح مي شود نه نظارت! بنابراين اگر مي خواهيم نظارت دقيق، قانوني و سالمي در انتخابات داشته باشيم همين نظارت استصوابي است و تجربه هم نشان داده است که شوراي نگهبان بدليل حضور شخصيت هاي فقيه و حقوقدانان صديق و شريف به دور از هرگونه تاثيرپذيري از قدرت، با اقتدار به وظيفه و تکليف خود عمل کرده اند و موضوع مهمتر اينکه بزرگترين خطر و تهديد براي انتخابات آزاد، تاثير مراکز قدرت و ثروت در انتخابات و نظارت بر آن است که براي جلوگيري از اين خطر و دخالت صاحبان قدرت و نفوذ مهمترين روش نظارتي همين نظارت استصوابي است و بايد به چنين نظارت و ناظراني در چارچوب قانون و ضوابط، با احترام کامل نگريسته شود البته اعضاي محترم آن شورا نيز بايد به مقتضاي حساسيت جايگاه خود با دقت کافي بي طرفي خود را حفظ کنند و به هيچ وجه گرايش جناحي نداشته باشند. 


جناب آقاي عراقي همانطور که استحضار داريد در تمامي انتخابات استعلام از مراجع چهار گانه ملاک تصميم گيري هيئت هاي اجرايي بوده است. حضرتعالي در خصوص صدور مجوز تحقيقات محلي که از سوي وزارت کشور براي تصميم گيري در هيئت هاي اجرايي در اين دوره از انتخابات صادر شده است چيست؟
همانطور که اشاره داشتيد در تمام انتخابات استعلام از مراجع چهارگانه براي تصميم گيري هيئت هاي اجرايي ملاک بوده است و اصولا مجريان نبايد در تعيين صلاحيت افراد به غير از استناد به استعلام هاي دريافتي از سوي همين مراجع دخالت ديگري داشته باشند و به نظر مي رسد طرح اين موضوع شفافيت قانوني را با ابهاماتي مواجه مي کند و ممکن است سلايق را جايگزين ضوابط قانوني نمايد و بهتر است در اين مرحله استعلام از مراجع قانوني ملاک قرار گيرد. 


حضرت آيت الله عراقي مفهوم واقعي آزادي را تبين مي فرماييد؟
يکي از آرمانهاي انقلاب اسلامي ما آزادي در کنار استقلال است و شعار ما هم استقلال ،آزادي جمهوري اسلامي بوده است، مهمترين رکن آزادي، آزادي مردم در تعيين سرنوشت يعني همان استقلال است چون اين دو مفهوم ارتباط نزديک و تنگاتنگي با هم دارند. استقلال که گفته مي شود، منظور استقلال اقتصادي، سياسي و فرهنگي است و اگر فشارهاي دشمن موجب شود استقلال فرهنگي و سياسي خود را از دست دهيم در واقع آزادي خودمان را هم در مهم ترين عرصه هاي از دست ميدهيم.
بنابراين بايد همزمان هم آزادي هاي مصرح در قانون اساسي را محترم بشماريم و بشناسيم و هم استقلال خود را در برابر نفوذ، فشار و تحريم هاي دشمنان حفظ کنيم و بدانيم که مهمترين دستاورد نظام مقدس همين استقلال است که در هيچ کجاي دنيا نظير ندارد و آزادي در لواي استقلال محقق مي شود بنابراين اگر عده اي تقابلي بين آزادي و استقلال بوجود مي آورند تقابل غلط و ساختگي است و البته بر اساس قانون اساسي نه مي شود به بهانه استقلال، آزادي مردم را محدود کرد و نه به بهانه آزادي به استقلال لطمه وارد کرد.


جناب اقاي عراقي نظرتان را جع به جايگاه رهبري در نظام مقدس جمهوري اسلامي و مواضع اقاي هاشمي نسبت به اين جايگاه را شفاف مي فرماييد؟ 
خوشبختانه در کشور جمهوري اسلامي ايران معيار و محور بسيار ارزشمندي که نظرات و تصميمات ان تعيين کننده و لازم الاجراست وجود دارد و اين جايگاه رهبري است، طبق قانون اساسي يازده مسئوليت مهم از جمله تعيين سياست هاي کلي نظام و نظارت بر آن سياست ها،تعيين سياست ها و خط مشي روابط خارجي و بين‌المللي، فرماندهي نيرو ها و قواي مسلح، امنيت کشور و تنظيم روابط قواي سه گانه و نظارت کامل بر انها بر عهده رهبر انقلاب اسلامي است و اين وظائف نشانگر اهميت جايگاه رفيع و لازم الاجرا بودن تصميمات مختلف رهبري در راستاي استقلال و اقتدار نظام است و لازم مي دانم پيش از اينکه به سوال شما پاسخ دهم نکته اي را بيان کنم؛ بنده در محضر والد بزرگوارم که از شاگردان حضرت امام (ره ) بودند پرورش يافتم و تلمذ نمودم و به واقع پيش از اينکه خود را بشناسم حضرت امام (ره) را شناختم و در ادامه از نزديک تفکرات و اعتقادات ايشان را درک نمودم و از مباني اخلاقي و ديني و تربيتي ان امام عزيز بهره مند شدم و خدا وند سبحان را شاکرم که در طول زندگي هيچ الگو و مقتدايي به غير از امام (ره) تا زمان حيات پر برکتشان و پس از ايشان به غير از مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) نشناخته، ندانشته و ندارم؛ و تمايل قلبي معظم له براي من و خانواده حجت است. بنابراين هرفرد و شخصيتي در هر منصب و جايگاهي که قرار دارد اگر با رهبري زاويه داشته باشد به همان اندازه از نظر ما مورد نقد جدي است.

به آقاي هاشمي اشاره کرديد، ايشان به عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام يکي از منصوبين و کارگزاران رهبري نظام است و در جايگاهي که آقاي هاشمي و ساير اعضا قرار گرفته اند و وظائفي را بر عهده دارند با حکم مقام معظم رهبري (مد ظله العالي ) منصوب شده اند. از طرفي هيچگاه نمي خواهيم خدماتي را که آقاي هاشمي داشته اند را انکار و فراموش کنيم. زماني ايشان جانشين فرمانده کل قوا بودند و من در منصب نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خدمتگزار بودم و در مورد مسائل و موضوعات مختلف مباحثاتي داشتيم و حتي در آن زمان که حضرت امام (ره) در قيد حيات بودند بعضي نظرات و مباحث آقاي هاشمي با نظرات حضرت امام(ره) هم زاويه داشت. بنده معتقدم که همه بايد محوريت "ولايت فقيه" را به عنوان يک نعمت بزرگ الهي قدرشناس باشيم از طرف ديگر اينکه الحمدالله همانطور که امام(ره) فرمودند، مردم ما از مردم زمان حضرت رسول الله (ص) با بصيرت و آگاهتر هستند و به خوبي مسائل را تشخيص مي دهند و نکته مهم اينکه اشتباه و لغزش حتي از جانب بزرگان و به اصطلاح خواص، تنها مربوط به دوران انقلاب ما نيست و در طول تاريخ چنين رفتارها و موضع‌ گيري هايی از سوي عده اي بر اثر ضعف بصيرت بروز کرده و اين يک واقعيت تاريخي است. اگر دوران پس از ارتحال حضرت رسول الله (ص) را مطالعه کنيم خواهيم ديد که در همان دوران بسياري از اصحاب رسول الله در فتنه هاي پس از رحلت دچار لغزش شدند و نتوانستند حق و باطل را تشخيص دهند. اما مردم ما در حوادث و فتنه هاي مختلف در طول انقلاب از فتنه منافقين و بني صدر گرفته تا فتنه سال88 با ادراک و بصيرت و تشخيص صحيح در شناخت حق و دفاع از حق و مقابله با باطل سربلند بوده و هستند.
اما ضمن اينکه نمي خواهيم خدمات مجاهدت و مبارزات افرادي مانند آقاي هاشمي را ناديده بگيريم و معتقدم نبايد ايشان را بکوبيم اما با برخي روش ها موافق نيستم اما اين اجازه را به خودمان مي دهيم که نظرات و مباحثي را که مطرح و بيان مي کنند را به طور جدي نقد کنيم. معتقدم در چنين شرايط حساسي که کشور در ان قرار دارد طرح مباحثي از سوي هر فردي که کوچکترين ترديدي را براي مردم در مسير صراط مستقيم ولايت و حمايت از اين جايگاه بوجود آورد خطايي استراتژيک است و هر چقدر اين مباحث از سوي افراد بزرگ و با سابقه نظام باشد اين خطاي استراتژيک بزرگتر مي شود و حقيقتاً کفران اين نعمت بزرگ الهي است.


جناب آقاي عراقي نمونه اي از اين خطاي استراتژيک را بيان مي فرماييد ؟ 
مثلاً طرح موضوع شوراي رهبري که متاسفانه از سوي فردي با تجربه سياسي و انقلابي مانند آقاي هاشمي مطرح مي شود به نظر من يک خطاي استراتژيک است؛ واقعا جاي تعجب دارد که چنين فردي با سوابق سياسي و انقلابي چنين موضوعي که هيچ وجاهت قانوني هم ندارد و سالها پيش در زمان حيات حضرت امام (ره) با بازنگري در قانون اساسي بر اساس دلائل منطقي، موضوع شورايي رهبري حذف شد را مطرح مي کند. واقعا کدام سياستمدار روشنفکر و اهل منطقي مي تواند ادعا کند که کشوري مانند ايران که با درايت و تدبر و بصيرت ولي امري همانند "مقام معظم رهبري (ره)" از حوادث مختلف سربلند بيرون آمده و حتي دشمنان بر اين درايت و مديريت کم نظير و بلکه بي نظير رهبري اذعان دارند، نيازمند طرح نادرست شوراي رهبري که به واقع خطاي بزرگ استراتژيک محسوب مي شود است؟! و شخصا در بسياري از نشست ها و جلسات اعلام کرده ام که با اينگونه نظرات و مباحث صد در صد مخالفم و طرح اين مسائل را به ويژه در شرايط فعلي به هيچ وجه با مصلحت کشور و عقلانيت سازگار نمي‌بينم و به هيچ وجه سودي هم براي کشور ندارد بلکه مضر است و موجب نگراني و دو دستگي نيز مي شود.


جناب آقاي عراقي راجع به جريانات سياسي و مواضع آنان در برابر موضوعات مختلف چه نظري داريد؟
تقسيم بندي هايي که تحت عنوان چپ و راست و اصلاح طلبي و اصولگرايي بدون تعريف مشخصي مطرح مي شود را قبول ندارم و معتقدم که بر اساس تقسيم بندي‌هايي که وجود دارد اين جداسازي بين نيروهاي ارزشي و انقلابي درست نيست. آنچه واقعيت دارد "نيروهاي انقلاب" در برابر "ضد انقلاب" است از طرفي معتقدم که هيچ فرد "اصولگراي واقعي و انقلابي" نمي تواند يک "اصلاح طلب انقلابي" نباشد متاسفانه در ايران هنوز واژه هاي سياسي به درستي تعريف نشده است مثلا در مورد واژه اصلاحات و اصلاح طلبي، اگر منظور از اصلاح آنچه منظور نظر آقا امام حسين (ع)بود مطرح باشد من يک اصلاح طلب هستم، اگرمنظور از اصلاح مبارزه با فساد به طور واقعي باشد من يک اصلاح طلب و در عين حال يک اصولگرا هستم و يا اگر واژه اعتدال به معناي تعريف اميرالمومنين حضرت علي (ع) باشد من هم طرفدار اعتدال هستم ولي اگر منظور از اعتدال سازشکاري با امريکا باشد من هم مانند امت اسلامي ايران از چنين اعتدالي بيزارم. به نظر من نيروهايي که اسلام، انقلاب، نظام، ولايت، امام و رهبري را قبول دارند و براي اصول و ارزشها احترام قائل هستند چنين افراد و نيروهايي نيز مورد قبول و احترام همه هستند حتي اگر در قالب واژه هايي مانند اصلاح طلب مطرح مي شوند و بايد فارغ از سليقه، آنطور که مدنظر مقام معظم رهبري است به افراد با نگاه جذب حداکثري و دفع حداقلي نگريسته شود. من بسيار متاسفم که در استاني چون "کرمانشاه" که نيرو هاي انقلابي و بسيار ارزشمندي داشته، هم اکنون به دليل عدم توجه به معناي واقعي واژه هاي سياسي و صرفا بر اساس سليقه و موضع گيري اصلاح طلبي و اصولگرايي نيروها از هم فاصله گرفته و انسجام و اتحاد لازم مشاهده نمي شود به نظر من کرمانشاه نيازمند يک "محوريت انقلابي" است تا با تجميع نيروهاي انقلابي که پايبند به اصول پنجگانه انقلاب هستند و مقام معظم رهبري(مد ظله العالي) را فصل الخطاب مي دانند و فارغ از سليقه با يکديگر گفتگو کنند نه تخاصم داشته باشند که متاسفانه اين عدم انسجام يک آفت بسيار بد است و مطمئناً در تحقق اين انسجام، نقش چهره هاي روحاني و اساتيد و بزرگان بسيار تعيين کننده است و علماي بزرگ بايد به صورت يک محور مهم در اين ميدان باشند. نکته مهمتر اين است که بزرگان و علما و اساتيد بايد با راه اندازي محافل فکري و کرسي هاي آزاد انديشي و گوش دادن به خواسته ها و نظرات جوانان، زمينه انسجام بخشي در کرمانشاه را به طور ريشه اي فراهم نمايند و از قرار گرفتن در برابر طرح خواسته ها و سوالات جوانان واهمه نداشته باشند. گرچه در اين راستا نقش نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه کرمانشاه بسيار مهم است و تاکنون بحمداله نيز ايشان توانسته اند در نزديک کردن همه نيروها به انسجام، با درايت و بصيرتي که دارند گام هاي بلند و موثري بردارند اما اميدواريم که همه بزرگان و نيروهاي دلسوز نظام و خادم به مردم در استان کرمانشاه با گفتمان و طرح مباحث راهبردي، در تحقق اتحاد و همدلي و تعامل براي رشد و توسعه و پيشرفت همه جانبه در اين خطه ولايتمدار گام هاي خوبي بردارند. گرچه معتقد به مرز بندي و خطوط قرمز هستم و نمونه آنرا در فتنه 88 شاهد بوديم اگر عده اي با شعار يک جريان در انتخابات شرکت مي کنند و داوري نظام را قبول دارند و فصل الخطاب بودن در همه موارد را رهبري مي دانند، نبايد با شکست رفتارهايي که نشان از تقابل با نظام دارد را از خود بروز دهند و اقدام کنند؛ مسلما هر فرد انقلابي و متعهد و پايبند به نظام چنين رفتار و عملکردي که در سال 88 و در قالب فتنه رخ داد را به عنوان خط قرمز نظام ميداند و قبول ندارد.


در خصوص دغدغه هاي جوانان و سبک زندگي اسلامي در ايران چه نظري داريد؟
يکي از چالش هاي هر کشور مستقل در دنيا چالش هاي فرهنگي و سبک زندگي است، مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) علاوه بر اينکه حدود دوازده سال قبل که موضوع "تهاجم فرهنگي" را گوشزد فرمودند؛ چند سال قبل هم موضوع "سبک زندگي اسلامي" را مطرح نمودند؛ آن طور که به خاطر دارم حدود بيش از بيست و پنج مورد را ريز و ليست کردند. همه ميدانيم که تقابل کشور ما در برابر غرب تنها تقابل نظامي، سياسي و يا اقتصادي نبوده بلکه ريشه در تقابل فرهنگي دارد؛ و اين تفابل فرهنگي به جهانبيني ديني باز مي گردد؛ اصولا ما معتقديم انسان صرفا براي اهداف مادي مانند خوردن و اشاميدن و شهوت راني و قدرت طلبي خلق نشده بلکه براي کمالات و ارزشهايي فراتر از اين موارد آفريده شده است؛ و از طرفي اين دو مقوله باهم به عنوان هدف و زندگي، سازگار نيستند چون جهان بيني الهي با جهان بيني مادي کاملا متفاوت و اين هدف گزيني و هدف گذاري اثرگذار در سبک زندگي است و بر همين اساس اين دو نگاه در تقابل با هم هستند. البته نه جنگ نظامي يا اقتصادي بلکه جنگي کاملا فرهنگي است؛ بنابراين اگر جوانان ما مي خواهند داراي کشوري مستقل باشند بايد اسقلال فرهنگي خود را حفظ کنند. متاسفانه استکبار در نقاط مختلف دنيا با تحميل فرهنگ خود، استقلال کشورها را از بين برده است اما نگاه اسلام چنين نيست چون ما خواستار تعامل و شناخت از فرهنگ هاي مختلف دنيا هستيم نه تقابل با آنها؛ ما معتقديم جوانان ايران بايد با اگاهي و بصيرت، فرهنگ هاي مختلف کشورها و سبک زندگي غربي را بشناسند و از نکات خوب ان استفاده نمايند اما تقليد کورکورانه نداشته باشند. ايران انقدر قدرتمند است تا با بهره مندي از دانش دانشمندان و کارآفرينان و جوانان مستعد خود، با توليد محصولات مختلف و برند سازي بومي، ضمن معرفي فرهنگ ايراني به دنيا، استقلال فرهنگي خود را حفظ و ارتقاء دهد.


در خصوص مسئله "اقتصاد مقاومتي" و اينکه دولت اقاي روحاني توانسته است در تحقق اين مهم موفق عمل کند چه نظري داريد؟
واقعا من اقتصاددان نيستم اما همين قدر ميدانم که با کمال تاسف نارضايتي که مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) از عدم تحقق سياست هاي اقتصاد مقاومتي ابراز فرمودند يک حقيقت تلخ است. متاسفانه بعضي از دولتمردان در خصوص اقتصاد مقاومتي به گونه اي رفتار مي کنند و يا اوليت هايي را مطرح ميکنند که نشان دهنده ي عدم باور به اجراي ان دارد و يا اصولا به اجراي ان باور ندارند و اگر هم باور داشته باشند توانايي لازم براي اجراي انرا در خود نمي بينند و اين عيبي بزرگ و جفايي بزرگتر در برابر نگاه راهبردي مقام معظم رهبري در مقوله اقتصاد و توسعه کشور است. به اعتقاد من ما براي تحقق اين موضوع بسيار مهم نيازمند نهضتي بزرگ و مشارکت همه آحاد و اقشار جامعه هستيم.


اقاي عراقي شما اصلاح طلب هستيد يا اصولگرا؟
سابقه من کاملا روشن است من با همه جريانات دوست هستم اما هيچگاه وابسته به هيچ گروه و دسته اي نبوده ام حتي عضويت در حزب جمهوري اسلامي را هم با وجود شخصيت ها و بزرگاني همچون شهيد بهشتي نپذيرفتم و کار علمي و تدريس را انتخاب کردم و اکنون هم در اين دوره از انتخابات همان خط مشي و دلائل خودم را در عدم وابستگي به هيچ جريان و گروه و دسته و حزب دارم و اگر قرار باشد که نامزد جايگاهي باشم، "نامزد انتخاباتي روحانيت، علما و مدرسين حوزه علميه قم و تهران" و "روحانيت شاخص استان کرمانشاه" هستم اما لازم مي دانم که بگويم با هيچيک از گروه ها و جريانات، اعم از اصولگرا و اصلاح طلب که "مباني انقلاب اسلامي" را قبول داشته باشند خصومت ندارم و بر اساس اصول انقلاب و احترام به ارزش ها با آن ها تعامل خواهم داشت.


صحبت پاياني جنابعالي را مي شنويم.
با تشکر از فرصتي که در اختيار من گذاشتيد و آرزوي سلامتي و موفقيت براي همه مردم شريف استان نکته اي را لازم ميدانم درخصوص استان کرمانشاه و انتخاب فرد اصلح به استحضار مردم شريف برسانم؛ "استان کرمانشاه" با ديرينه تاريخي، قابليت هاي فراوان نعمت هاي خدادادي، منابع طبيعي بسيار غني، و منابع انساني کارآمد، شخصيت هاي بزرگ ديني و علمي، جوانان مستعد، خوش فکر با بصيرت و مردماني متدين، ولايت مدار، و شهيدپرور، سال ها بعنوان محور چند استان غربي و تاثيرگذار در توسعه و پيشرفت، مطرح و اشتهار داشته است. از طرفي اين استان قدمگاه بزرگ نيروهاي انقلابي در طول دوران با برکت انقلاب اسلامي بوده و هست. اين استان به فرموده رهبر معظم انقلاب "سينه ستبر جمهوري اسلامي ايران" است. اما با اين وجود با کمال تاسف استان کرمانشاه با اين همه سابقه و قابليت در جايگاهي که شايسته آن است قرار ندارد و براي برون رفت از اين وضعيت مي طلبد که بزرگان و به ويژه عالمان روحاني جليل القدر با هم انديشي و محوريت، شرايط تعامل و همدلي بيشتري را در سطح استان فراهم نمايند تا ان شالله به زودي شاهد رسيدن استان سربلند کرمانشاه به جايگاه واقعي خود باشيم. هم چنين در خصوص انتخابات همه مي دانيم و اذعان مي کنيم مردم عزيز و شريف و ولايتمدار استان کرمانشاه با تنوع قومي و مذهبي، مردماني با بصيرت و آگاه به مسائل روز در همه بخش ها هستند و همواره نيز در طول انقلاب و همه انتخاب ها شاهد حضور گسترده مردم اين استان و مشارکت بيشتر آن ها
نسبت به ساير مناطق کشور بوده ايم. بنابراين از چنين مردماني قابل احترام انتظار است تا با مطالعه دقيق، راهکارهاي عملي و علمي در راستاي رشد و توسعه استان و همچنين صيانت از دستاوردهاي انقلاب، نامزدهاي انتخاباتي را مورد ارزيابي قرار دهند و با احترام به آراي خود افرادي اصلح و خدوم را به عنوان وکلاي خود در مجالس خبرگان رهبري و شوراي اسلامي انتخاب کنند.



کلید واژه ها :

mohammadi araghi استان کرمانشاه محمدی عراقی کرمانشاه محمود محمدی عراقی

پرسش و پاسخ مستقیم
با آیت الله