پیوندها
نظر سنجي

خاطرات

تاریخ و ساعت ارسال :01 دی 1394 | 15:08

حبس؛ تاوان یاد کردن از امام خوبیها(ره)؛


من همزمان با تحصیل امور دینی، شبانه کلاس‌های دبیرستان را هم پیگیری می‌کردم. اولین باری که کار ما به دستگیری رسید، زمانی بود که هنوز به سن قانونی نرسیده بودم. علتش هم فعالیت هایی بود که در دبیرستان داشتیم. ما آن زمان فکر می کردیم مهم ترین و بهترین نوع مبارزه زنده کردن یاد امام است. آن روزها تمام توان رژیم پهلوی متمرکز بر این است که امام به فراموشی سپرده شود و ما هم از هر طریقی که می شد می خواستیم جلوی این فراموشی را بگیریم.

مثلاً در کلاس انشاء، در مورد امام انشاء می نوشتیم. یا مثلاً کاردستی هایی با محوریت شخصیت امام درست می کردیم و این تصور را نداشتیم که این فعالیت های ما به ساواک گزارش شود. اولین باری که ما را به ساواک احضار کردند بخاطر همین امور بود که البته منجر به محکومیت نشد و ما را آزاد کردند.

بعد از این ماجرا، یکی- دو بار دیگر هم دستگیر شدم. از جمله در جریان شهادت "مرحوم آیت الله سعیدی"، ایشان را به شهادت رساندند و شبانه در قبرستان وادی السلام قم دفن کردند. وقتی ما از این موضوع اطلاع پیدا کردیم، راهپیمایی و مجلس یادبودی برای ایشان برگزار شد که در جریان همین راهپیمایی و مراسم ترحیم من را دستگیر کردند.

سال 54 که برای امر ازدواج به قم آمده بودم هم دستگیر شدم و تا دوران پیروزی انقلاب دوران محکومیت را سپری کردم.



کلید واژه ها :

mohammadi araghi استان کرمانشاه کرمانشاه محمود محمدی عراقی محمدی عراقی

پرسش و پاسخ مستقیم
با آیت الله